شيخ ذبيح الله محلاتى

121

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

السلام عليك يا بنت رسول اللّه تو و پدر تو برحقيد و خدائى را كه شما پرستش مىكنيد برحق است و كفارى كه راه بت‌پرستى را گرفته‌اند بر باطلند گويند در آن روز هفتصد مرد از كسان عروس و غير ايشان بشرف اسلام مشرف شدند و اين مطلب در تمام شهر منتشر گرديد پس فاطمهء زهرا مراجعت نمود به خانه و شرح آن واقعه را براى پدر بزرگوار خود بيان نمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سجده شكر بجا آوردند سپس فرمودند اى نور ديده از آنچه گفتى من هزاران بيشتر و بهتر از حق تعالي اميدوارم . مؤلف گويد صاحب خصايص نقل نفرمودند كه اين تفصيل در كدام كتاب بوده حقير اين تفصيل را در كتاب ( تحفة المجالس ) سلطان محمد بن تاج الدّين ديده‌ام و متفردات آن كتاب بكلي از درجهء اعتبار ساقط است و اين كتاب در سنه 1274 در تبريز طبع شده است و معركه قلندران و درويشان را گرم كرده است و حقير در أيام طفوليت پدرم اين كتاب را براى من تهيه كرده بود و تمام آن را مكرر مىخواندم تا اينكه بيشتر مطالب آن را حفظ كرده بودم كيف كان اين قصه را ميرزا محمد باقر جوهرى در طوفان البكاء كه معروف بكتاب جوهرى است نظما و نثرا آن را نقل كرده و از نقل او چنان فهميده مىشود كه اين قضيه در مكه بوده و اللّه العالم و لا يخفى كه از براى اين قضيه اصلى در كتب معتبره وجود دارد از آن جمله قطب راوندى در كتاب ( خرايج ) مىفرمايد ( و من دلائل فاطمة ( ع ) روى ان اليهود كان لهم عرس فجاءوا الى النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قالوا لنا حق الجوار فنسألك ان تبعث فاطمة ( ع ) بنتك الى دارنا حتى يزداد عرسنا بها سرورا و الحوا عليه فقال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انها زوجة على بن ابى طالب و هي بحكمه و سألوه ان يشفع الى علي فى ذلك و قد جمع اليهود الطم و الرم . ( يعنى من الرطب و اليابس كناية عن مال كثير ) من الحلى و الحلل و ظن اليهود أن فاطمة « ع » تدخل عليهن فى بذلتها و ارادوا استهانتها بها فجاء جبرئيل بثياب من الجنة مع حلي و حلل لم يروا مثلها فلبسها فاطمة « ع » فتجلت بها و تعجب الناس من زينتها و الوانها و طيبها فلما دخلت فاطمة دار اليهود سجدت لها نسائهم يقبلن الارض بين يديها و اسلم بسبب ما رأوا خلق كثير من اليهود انتهى »